.
در دست انتشار «گوادالاخارا»

کیم مونسو
ترجمه‌ی پژمان طهرانیان

کیم مونسو متولد ۱۹۵۲ در بارسلونای اسپانیاست. نیویورک تایمز او را نویسنده‌ی قهاری می‌داند که با تخیل نابش سنت سوررئالیسمِ اسپانیایی را در تاروپودِ آثارش نهادینه کرده است. ایندیپندنت هم او را بزرگ‌ترین نویسنده‌ی کاتالان معرفی کرده است. نوشته‌های مونسو را توصیف‌کننده‌ی بدعت‌ها و محبس‌هایی دانسته‌اند که انسان برای خود می‌سازد ــ حصارهای مدوّر خودساخته‌ای که گیرمان می‌اندازند.
مجموعه داستانِ گوادالاخارا  به پنج بخش تقسیم شده: بخش اول تک‌داستانی بلند است که با روایتی دایره‌ای سنت خانوادگی مهیبی را واکاوی می‌کند. بخش دوم چهار داستان است که ارجاعاتی عجیب هستند به داستان‌ها و افسانه‌های اساطیری و تاریخی در قالبِ بازگویی‌های بازیگوشانه‌ی مونسو، که حرف‌های مهمی برای دنیای امروز دارند. بخش سوم پنج داستان است که به ظاهر واقع‌گرایانه‌ترند اما موقعیت‌هایی دور از ذهن را برای خواننده تجسم می‌بخشند. بخش چهارم تک‌داستانی بلند است که با روایت گسترده‌اش دور باطلی را به تصویر می‌کشد. دو داستانِ بخش پایانی نیز بیش از هرچیز واگویه‌های ذهنیِ شخصیت‌هایی پیچیده هستند.
گوادالاخارا که اولین بار در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، در سال ۱۹۹۷ معتبرترین جایزه‌ی منتقدان بارسلونا را از آن خود کرد و تاکنون به هشت زبان مهم دنیا ترجمه شده است.
420 likes
  • nashreney.
    در دست انتشار «گوادالاخارا»

    کیم مونسو
    ترجمه‌ی پژمان طهرانیان

    کیم مونسو متولد ۱۹۵۲ در بارسلونای اسپانیاست. نیویورک تایمز او را نویسنده‌ی قهاری می‌داند که با تخیل نابش سنت سوررئالیسمِ اسپانیایی را در تاروپودِ آثارش نهادینه کرده است. ایندیپندنت هم او را بزرگ‌ترین نویسنده‌ی کاتالان معرفی کرده است. نوشته‌های مونسو را توصیف‌کننده‌ی بدعت‌ها و محبس‌هایی دانسته‌اند که انسان برای خود می‌سازد ــ حصارهای مدوّر خودساخته‌ای که گیرمان می‌اندازند.
    مجموعه داستانِ گوادالاخارا به پنج بخش تقسیم شده: بخش اول تک‌داستانی بلند است که با روایتی دایره‌ای سنت خانوادگی مهیبی را واکاوی می‌کند. بخش دوم چهار داستان است که ارجاعاتی عجیب هستند به داستان‌ها و افسانه‌های اساطیری و تاریخی در قالبِ بازگویی‌های بازیگوشانه‌ی مونسو، که حرف‌های مهمی برای دنیای امروز دارند. بخش سوم پنج داستان است که به ظاهر واقع‌گرایانه‌ترند اما موقعیت‌هایی دور از ذهن را برای خواننده تجسم می‌بخشند. بخش چهارم تک‌داستانی بلند است که با روایت گسترده‌اش دور باطلی را به تصویر می‌کشد. دو داستانِ بخش پایانی نیز بیش از هرچیز واگویه‌های ذهنیِ شخصیت‌هایی پیچیده هستند.
    گوادالاخارا که اولین بار در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، در سال ۱۹۹۷ معتبرترین جایزه‌ی منتقدان بارسلونا را از آن خود کرد و تاکنون به هشت زبان مهم دنیا ترجمه شده است.

  • mazandshoraاسم ورزشگاه شهر مکزیکوسیتی هم هست، ورزشگاهی ک با دود و ترقه و نارنجک های دست ساز مشکلی نداره
  • arash_acyتشکر از شما. ...چرا از گیرمو آریاگا ترجمه نمیکنید ؟؟ سالها پیش عباس پژمان بوی خوش عشق را ترجمه کردند که فوق العاده بود. .اما طرح جلد بسیار بد و ناشر ناشی باعث شد کار دیده نشود. .آریاگا سناريست فیلم بابل. .امورس پروس و بیست و یک گرم است. .همچنین سه تدفین برای ملکیادس استرادا . آریاگا رمان و داستان های کوتاه جذاب کم ندارد. .
Log in to like or comment.