@Regrann from @dara_mostowfi

همواره در منظرگاه نظریه پردازان سیاسی به ویژه اندیشمندان نظریه ی انتقادی پیش فرضی  نظری حاکم است مبنی بر این که همواره تاریخ معرف قاعده ای است که در آن بر قرار همیشه نهاد قدرت "سوبژکتیویته" را صراحتا مورد سرکوب قرار می دهد و "سوبژکتیوته" طبق این قاعده نیز حتما به مبارزه برمیخیزد و مدام نیز به عقب رانده می شود. این گزاره محصول و مقصود نظریه ی انتقادی در باب مفهوم "سوژه" و "استیلا" است. اما میشل فوکو با تبارشناسی خاص خود بیان می کند که سرکوبِ همراه با زور تنها شیوه ای از اعمال قدرت است که بیشتر در عصر کلاسیک مورد استفاده قرار گرفته بلعکس امروزه نهاد قدرت به یمن مبدل شدن انسان به ابژه دانش، شکل دیگری از سرکوب را بر میگزیند که عمل سرکوب و انقیاد توسط خود سوبژکتیویته صورت گیرد.
لازمه ی این سرکوب درون سو، به گفته ی فوکو ابتدا ارتقا و پرورش سوبژکتیوته توسط نهادهای بروکراتیکی است که به ظاهر مستقل از ساخت قدرت انگاشته می شوند؛ در این حال مسئله ی اداره ی "خود" و "حکومت" یکی می شود. کتاب "سوژه، استیلا و قدرت " با بررسی مقایسه ای، آرای مارکوزه، هورکهایمر و هابرماس را در یک سو و پژوهشهای فوکو که به شالوده شکنی گفتمان نظری معاصر میپردازد را در سوی دیگر از این بررسی قرار می دهد.
614 likes
  • nashreney@Regrann from @dara_mostowfi

    همواره در منظرگاه نظریه پردازان سیاسی به ویژه اندیشمندان نظریه ی انتقادی پیش فرضی نظری حاکم است مبنی بر این که همواره تاریخ معرف قاعده ای است که در آن بر قرار همیشه نهاد قدرت "سوبژکتیویته" را صراحتا مورد سرکوب قرار می دهد و "سوبژکتیوته" طبق این قاعده نیز حتما به مبارزه برمیخیزد و مدام نیز به عقب رانده می شود. این گزاره محصول و مقصود نظریه ی انتقادی در باب مفهوم "سوژه" و "استیلا" است. اما میشل فوکو با تبارشناسی خاص خود بیان می کند که سرکوبِ همراه با زور تنها شیوه ای از اعمال قدرت است که بیشتر در عصر کلاسیک مورد استفاده قرار گرفته بلعکس امروزه نهاد قدرت به یمن مبدل شدن انسان به ابژه دانش، شکل دیگری از سرکوب را بر میگزیند که عمل سرکوب و انقیاد توسط خود سوبژکتیویته صورت گیرد.
    لازمه ی این سرکوب درون سو، به گفته ی فوکو ابتدا ارتقا و پرورش سوبژکتیوته توسط نهادهای بروکراتیکی است که به ظاهر مستقل از ساخت قدرت انگاشته می شوند؛ در این حال مسئله ی اداره ی "خود" و "حکومت" یکی می شود. کتاب "سوژه، استیلا و قدرت " با بررسی مقایسه ای، آرای مارکوزه، هورکهایمر و هابرماس را در یک سو و پژوهشهای فوکو که به شالوده شکنی گفتمان نظری معاصر میپردازد را در سوی دیگر از این بررسی قرار می دهد.

Log in to like or comment.